اول کلاس شعر سلام رو خوندن و بچه ها اسمشون رو گفتن
عمو زنجیرباف بازی کردن و به جای صدای حیوانات ماشین و قطار و هواپیما و قایق و ..
توپها رو از سبد خالی میکردن که بچه ها با پا شوت بزنن و بعد با دست بریزن تو سبد و دوباره...
یه شعر خوندن برای یاددادن اعضای بدن...
یه بازی نشستنی هم که طاها خیلی هم خوشش اومد این بود..طاها رو تخت نشسته.. چه سفت و سخت نشسته.. پایه تخت میشکنه.. طاها می افته زمین
آخر کلاس هم ماست بازی کردن..
جلسه دوم بازی با ژله بوده که ما رفته بودیم شمال و غایب بودیم ولی خودمون تو خونه با طاها ژله بازی کردیم..
جلسه سوم بازی با ماکارونی لوله ای و دراز بود که طاها تا کلی وقت حواسش پفیلای توی کیف من بود و وقتی تمومش کرد خیالش راحت شد و یه کم بازی کرد...خخخخ
منم نتونستم ازش عکس بندازم
