بیست و هفت ماهگی

خرید بک لینک

اتفاقات خوب این ماه

آقا طاها از دوم ماه دیگ پوشک نمیشه

آقا طاها دیگه خودش غذاش رو میخوره

دیگه خودش لباساشو میپوشه

تقریبا درک همه چی رو داره

یاد گرفته سوار سه چرخه میشه خودش پا بزن و حرکت کنه

خیلی اتفاقی روز بیست و هفتم که دقیقا بیست و هفت ماگیت تموم میشه خیلی اتفاقی دهان طاها رو چک میکردم که دیدم سه تا از دندون های آسیابش جوونه زده..خخوشحال شدم و از نگرانی در اومدم و خیالم راحت شد..

دیگه خیلی شیرین زبون شده... اینم مکالمات من و طاها جوووون:

من: طاها اجازه میدی بوست کنم؟

طاها: نه. همه اش رو دادم به عموجان

من: ( ناراحت)

طاها: فقط یکی برات گذاشتم..

&&&&&&&&&&&&&&

من: طاها خییییییبلی دوست دارم

طاها : منم خیلی دوست ندارم

من: چراااااااا؟

طاها: برای اینکه بی ادبی

من: چرا؟ برای اینکه تمیزی پیش همه عزیزی...

&&&&&&&

داشتیم حاضر میشدیم بریم بیرون به من میگه: مامان خیلی نازدار طلا شدی...

&&&&&

خودم زدم به خواب که بخوابه اومده ندبار منو صدا زده جوابش رو ندادم میگه عشق من کیه کیه؟ عسل من کیه کیه؟ هیچی دیگه نتونستم جلوی خنده خودمو بگیرم

طاها نبض زندگی ما...

ما را در سایت طاها نبض زندگی ما دنبال می‌کنید

برچسب: بیست و هفت ماهگی کودک, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:54

صفحه بندی